آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

خاطرات مامان فردانه و بابا ایمان با آیلین جون

تکیه کلام آیلین

آیلین جونم! یکی از خصوصیات جالبی که داری اینه که وقتی دلت برای چسب زخم تنگ میشه، الکی یه خراشی پیدا میکنی و چسب زخم میزنی. در حالیکه چند بار به شدت زخمی شدی و اصلاً به روی خودت نیاوردی. نفسم! برخلاف تصورم، تحملت در مقابل درد خوبه. به عنوان مثال چند وقت پیش چشمت حساسیت داد و کلی ورم کرد و تنها چیزی که گفتی این بود که " مامان فردانه! به این میکروبا بگو دخترمو اذیت نکنین ". درحالیکه بعدش خودم هم دقیقا به این مسئله مبتلا شدم و فهمیدم که چی کشیدی و چیزی نگفتی. جدیدا یه تکیه کلام بامزه بکار میبری و شروع هر صحبتی میگی " یه چیز میخوام بهت بگم، ولی ناراحت نشیا ".   ...
17 تير 1396

نقاشیهای آیلین

دختر گلم! اخیراً یاد گرفتی که برای دیگران نقاشی بکشی و به عنوان هدیه بهشون بدی. مثلاً قبل از رفتنمون به شمال, برای آقا جون و مامان مهین نقاشی کشیدی و خیلی با هیجان بهشون دادی.           ...
9 تير 1396

مسافرت شمال

دختر گلم! هفته پیش مامان مهین و آقا جون اومدن شمال و ما هم از تهران رفتیم و بهشون ملحق شدیم. این چند روز خیلی بهمون خوش گذشت. بخصوص که دریا و شن بازی رو خیلی دوست داری و اونجا می تونستی راحت بازی کنی. جا داره که از مامان مهین و آقا جون بخاطر تمام زحماتشون تشکر و قدردانی کنیم.                                                               ...
3 تير 1396

نقاشی آیلین با موضوع ماه رمضان

دختر گلم! چند وقت پیش از طرف شرکت بابا، برای افطاری دعوت شدیم. قبل از افطار چند تا غرفه سرگرمی برای بچه ها داشتن. یکی از غرفه ها اختصاص به نقاشی با موضوع ماه رمضان داشت. تو هم سریع رفتی و شروع به کشیدن نقاشی کردی و خیلی جالبه که توی نقاشیت علاوه بر درخت و آدم، یه سفره کشیدی با کلی بشقاب. خانمی که اونجا نقاشیها رو تحویل می گرفت با دیدن نقاشیت گفت " معلومه که دخترتون خیلی دست و دلبازه و همیشه هیئتی غذا میده ". اعلام کردن که بعد از افطار اسم 6 نفر رو بعنوان برنده اعلام می کنن. تو هم خیلی پیگیر موضوع بودی و در تمام طول افطار داشتی لحظه شماری میکردی. خوشبختانه دیدیم اسم تو رو هم روی تابلو زدن و یه MP3 player بهت جایزه دادن. دیگه...
3 تير 1396

سفرنامه بروجرد و خرم آباد

دختر گلم! تعطیلات خرداد ماه عزم سفر به شهرهای بروجرد و خرم آباد کردیم. خوشبختانه خاله پروانه هم همراهمون اومد و باعث شد خوشحالیت چند برابر بشه. توی بروجرد در منطقه گلدشت یه خونه گرفتیم. وقتی وارد خونه شدیم خیلی ازش خوشت اومد و خیلی با هیجان گفتی " وااای این بهترین خونه ای که تا حالا من دیدم " و تا چند ساعت داشتی میدویدی و ملق میزدی. طی این چند روز تپه چغا، رودخونه گلرود، پارک فدک، مسجد جامع، بازار سنتی و منطقه نارون رو در بروجرد گشتیم. بطور کلی همه جا سر سبز و باطراوت بود. یه سفر یه روزه هم به خرم آباد رفتیم و از قلعه فلک الافلاک، پل شکسته و آبشار بیشه دیدن کردیم. یه موضوعی که باعث شد که خاطره به یادموندنی از خرم ...
28 خرداد 1396

نقاشیهای آیلین

دختر گلم! الان علاوه براینکه شعر الفبای انگلیسی رو بلدی، دیدم که خودت تمام حروف رو هم به ترتیب نوشتی. این در حالیه که اصلا آموزشی در این زمینه ندیدی و به علاقه خودت یاد گرفتی. ...
8 خرداد 1396

اندر احوالات آیلین

نفسم! یکی از خصوصیات بارزت اینه که برای هر چیزی یه داستانی درست می کنی و این فقط به عروسکهات محدود نمیشه. مثلاً از طرف شکلات، قند، دکمه و هر چیزی که به ذهنت بیاد، حرف میزنی. از همه جالبتر اینه که توی اغلب داستانهات یه مامان، یه بابا و یه بچه وجود داره و به قول خودت یه خانواده هستن. البته جدیدا یه خواهر و برادر به داستانهات اضافه شدن.   دلبندم! خدارو شکر از هیچ حیوانی نمی ترسی و علاقه زیادی به اونها داری. اغلب اوقات هم دوست داری بغلت بگیری یا نازشون کنی.     دختر گلم! دیگه الان برات جا افتاده که برای تولد دیگران باید کادو ببریم و بهشون تولدشون رو تبریک بگیم. بطوریکه به محض دعوت شدن به تولدی، سریع فکر م...
31 ارديبهشت 1396

شیرین زبونیهای آیلین

دختر گلم! الان دیگه ایام هفته رو بخوبی میدونی و هر روز صبح که بیدارت میکنم میدونی که چه روزیه و برنامه های اون روز رو با من مرور میکنی.   چند وقت پیش بخاطر وفات یکی از امامان، آهنگ یه کارتون رو تغییر داده بودن. خیلی با تعجب پرسیدی چرا آهنگ این عوض شده؟ منم گفتم بخاطر وفات یکی از اماما هستش. بعد از مدتها که تلویزیون رو روشن کردی و دوباره دیدی آهنگ برنامه ها عوض شده خیلی بامزه گفتی " فکر کنم بازم یکی از این خداها فوت کرده ".   اخیراً علاقه زیادی به گریم صورت پیدا کردی و هر جا ببینی، بی نصیب نمی مونی. جالبه که خیلی هم مراقبی که پاک نشه و مدام جلوی آینه چکش می کنی.     آیلین جونم...
20 ارديبهشت 1396