آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

خاطرات مامان فردانه و بابا ایمان با آیلین جون

پاییز زیبا در شمال

دختر نازم! یکی دیگر از سفرهای خاطره انگیز پاییزی ما, سفر شمال بود. خوشبختانه هوا بسیار عالی بود و همکاری خوبی باهامون کرد. بطوریکه شبا بارون میومد و روزا هوا بسیار لطیف میشد. دیدن پرتقال و نارنگی روی درختا برات جالب بود. اونجا هم پیگیر ماهیگیری بودی و فکر میکردی مثل کارتونها تا قلاب رو انداختی میتونی ماهی بگیری. ولی دریغ از یه ماهی کوچیک. جالبه که ماهیها میومدن طعمه رو میخوردن ولی به قلاب گیر نمیکردن. البته خود این موضوع سوژه خنده و خاطره شد. ...
8 اسفند 1396

اولین تجربه ماهیگیری

دختر گلم! آبان ماه که توی ماه پنجم بارداری بودم, رفتیم خوی و یه هوایی عوض کردیم. باید بگم که زندگی توی تهران باعث شده بود که زیباییهای پاییز رو فراموش کنم و چیزی جز آلودگی و روزهای دلگیر به یادم نیاد. ولی خوشبختانه اونجا یه پاییز زیبا رو در کنار خانواده مهربونم تجربه کردیم. یه روز هم رفتیم ویلای دایی جعفر که توی جلفا و کنار رود ارس هستش. یه خاطره به یاد موندی که اونجا داشتیم این بود که وقتی کنار رود ارس چند نفر داشتن ماهیگیری میکردن تو هم اصرار داشتی که قلاب دستت بگیری و ماهیگیری کنی. نهایتا هم مجبور شدیم از یکیشون قلابش رو امانت بگیریم تا یکم ماهیگیری کنی. ...
8 اسفند 1396

احساسات خواهرانه آیلین

آیلین عزیزم! بالاخره بعد از مدتها فرصت کردم که توی وبلاگت مطلب بنویسم. البته این مدت واقعا سرم شلوغ بود و اصلا تقصیر نداشتم. حالا سعی میکنم همه رو یکی یکی برات تعریف کنم. نفسم! اول از همه باید بگم که قراره خواهردار بشی. وقتی که این موضوع رو فهمیدی اولش باورت نمیشد و خیلی بامزه گفتی " یعنی شام نخوردی ولی دلت بزرگ شده؟" ولی بعدش کلی خوشحال شدی و به هرکسی میرسیدی سریع این خبر رو بهش میدادی. خیلی با احساسات لطیف میایی و باهاش حرف میزنی. هر وقت به مراکز خرید میریم چیزی برای خودت نمی بینی و همش دنبال خرید برای خواهرت هستی. هر جا صندلی خالی می بینی برای من نگه میداری. وسایلت هر چقدر هم سنگین باشه خودت برمیداری و اعتقاد داری من خسته میشم. بطور خود...
8 اسفند 1396

بدون عنوان

جشن پایان ترم کلاس چرتکه: اولین لباس فرم مدرسه آیلین: دلبندم! از گرفتن لباس فرمهات اونقدر خوشحال بودی که برای اولین بار خودت داوطلبانه خواستی ازت عکس بگیرم و انواع و اقسام ژستها رو گرفتی. دختر گلم! مدتی بود که برای خودمون گل نخریده بودم. ولی چند روز پیش که قسمت شد یه دسته گل رز برات خریدم دیدم چقدر ذوق کردی و با احساسات زیبایی باهاشون حرف میزدی. ...
7 آبان 1396

اولین روز مدرسه

آیلین عزیزم! صبح روز اول مهر ماه, قبل از اینکه ما بیدارت کنیم پاشدی از خواب و سریع دست و صورتت رو شستی و آماده صبحانه خوردن شدی. با وجود اینکه شب قبلش از هیجان نتونسته بودی زود بخوابی. با هم راهی مدرسه شدیم و به محض رسیدن به سمت کلاست رفتی و دوست پیدا کردی. در تمام مدتی که پیشت بودم چشمات از خوشحالی برق میزد. دختر گلم! امیدوارم سال تحصیلی خوبی رو تجربه کنی و کلی خاطرات خوب و شیرین توی ذهنت ثبت بشه. ...
20 مهر 1396

جشن ورود به مدرسه

دختر گلم! امسال پیش دبستانیت رو توی مدرسه ثبت نام کردیم تا آمادگی بیشتری برای سال بعد داشته باشی. جالبه که تو هم خیلی از این موضوع استقبال کردی و از اینکه میخواستی بری مدرسه, بینهایت خوشحال بودی. موقع رفتن برای جشن ورود به مدرسه, هیجان زیادی داشتی و به جرات میتونم بگم که تا حالا تو رو اینقدر خوشحال ندیده بودمت. دخترم! من و بابا هم از دیدن این هیجانات تو انرژی میگیریم. ...
20 مهر 1396

فقط به عشق تو

آیلین عزیزم! باید بهت خبر بدم که یه نی نی توی راه داریم ولی هنوز نمیدونیم که دختره یا پسر. ولی هر کدوم هم باشن، مطمئنم که خیلی از بودنشون خوشحال میشی. البته هنوز این موضوع رو بهت نگفتیم چون 7 ماه صبر کردن خیلی برات سخته. به جرات میتونم بگم که تنها انگیزه ما از داشتن بچه دوم، فقط و فقط تو بودی و به عشق تو این تصمیم سخت رو گرفتیم. امیدوارم که بهترین تقدیرها براتون رقم بخوره و از وجود همدیگه نهایت لذت رو ببرید.   ...
30 مرداد 1396

شیرین زبونیهای آیلین

دختر گلم! در این روزهای گرم تابستون، هر روز عصر میریم پارک یا حیاط خونمون تا با دوستانت بازی کنی. بچه ها چه کوچکتر از خودت باشن و چه بزرگتر، خیلی خوب باهاشون کنار میایی و سریع یه بازی خوب پیدا می کنی و شروع به بازی می کنید. چند روز پیش داشتی تعریف میکردی که یکی از دوستات باهات دعوا کرده و منم گفتم که وقتی اون سرت داد میزنه،  تو هم داد بزن. یه کم فکر کردی و گفتی " آخه من دختر مهربونیم. نمی تونم داد بزنم ". یکی از حرفهای بامزه ای که میزنی اینه که بجای اینکه بگی منو دعوا می کنی، میگی " منو عصبانی میکنی " یکی دیگش هم اینه که میگی " حَسابم پرت شد ". خیلی خوب تمام احساساتت رو بیان می کنی و هیجانات...
18 تير 1396