آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

تهرانگردی

مدتها بود که دوست داشتم برم بام لند که نزدیک دریاچه چیتگره. ولی هر بار به دلیلی کنسل شد تا اینکه جمعه دو هفته پیش با راشین کوچولو رفتیم. خوشبختانه راشین توی کالسکه آروم بود و باعث شد یه روز جمعه خوب در مجموعه بام لند داشته باشیم. به خصوص به آیلین خیلی خوش گذشت چون شهربازی هم رفت و برای اولین بار تنهایی سوار ماشینهای کوبنده شد. یکشنبه هفته پیش راشین رو بردیم دکتر و دکترش یه سونوگرافی کلیه نوشت که باید میرفتیم سمت بلوار کشاورز. بعد از انجام سونوگرافی رفتیم پارک لاله که نزدیک اونجا بود. اون روز پارک رفتن برای هممون خوب بود. چون راشین تونست یه خواب راحت توی کالسکه داشته باشه, آیلین کلی بازی کرد و دوید و برای من و بابا خیلی از خاطرات شیرین ...
18 تير 1397

آیلین کونگ فو کار

آیلین جونم! از پارسال به کونگ فو علاقمند شده بودی و هر شب با بابا مسابقه میدادی و منم داور مسابقه میشدم. کلا یکی از خصوصیاتت اینه که از بازنده شدن ناراحت میشی و نمیتونی باهاش کنار بیایی. به همین خاطر این مسابقه بهانه خوبی بود که با این مسئله روبرو بشی و من هر از گاهی هم بابا رو برنده اعلام میکردم تا طعم شکست رو هم مزه کنی. خوشبختانه این روش خوب جواب داد و هر بار می باختی بدون ناراحتی به بابا می گفتی " پس بیشتر تمرین میکنم تا دفعه بعد ببرمت ". بعد از تعطیلی مدرسه ات هم اصرار کردی که به باشگاه نزدیک خونمون سر بزنیم تا یه کلاسی رو انتخاب کنی. در این بین کلاس کونگ فو رو انتخاب کردی و هر چقدر من و بابا خواستیم منصرفت کنیم قبول نکردی. حتی با باشگا...
16 تير 1397
1