آیلین اسماعیل پورآیلین اسماعیل پور، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره
راشینراشین، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره

آیلین و راشین، شمعهای روشنی بخش زندگیمون

شیرین کاری و لغتنامه

دلبندم! یکی از چیزهایی که این مدت فراموش کرده بودم برات بنویسم این بود که " کلاغ پر " رو مدتهاست که یاد گرفتی و وقتی که اسم کلاغ، جوجه، گنجشک و پرنده رو میگیم، انگشتت رو به نشانه پر میبری بالا و جالبه که اونقدر دقیق هستی که وقتی میگم " آیلین نپر" دیگه دستت رو نمیبری بالا و بعدش هم برای خودت دست میزنی. ای گل زیبای من! جدیداً کلمه افتاد رو یاد گرفتی . البته اولش " افت افت " میگفتی ولی الان قشنگ میگی " افتاد ".همچنین الان دیگه صدای قورباغه رو بلدی و هر جا قورباغه میبینی، خیلی ناز میگی "قو قو" (قور قور). نازنینم! یاد گرفتی که صدای بوق زدن رو دربیاری و میگی " بیب بیب". دختر عزیزم! از عکس گرفتن خوشت میاد. به خصوص وقتی که چند روز پیش دور...
14 دی 1392

خرید رفتن آیلین

آیلین جونم! اخیراً روش خرید از فروشگاههای بزرگ رو یاد گرفتی. به عنوان مثال توی فروشگاه هایپر استار میرفتی از قفسه ها چیزی رو انتخاب میکردی و برمیداشتی و مینداختی توی چرخ دستیمون یا اینکه لباسهای روی رگال رو یکی یکی کنار میزدی و به مارکشون نگاه میکردی. البته گاهی وقتها هم شیطنتت میگرفت و پشت لباسها قایم میشدی تا ما پیدات کنیم. دیروز هم توی فروشگاه هایپرمی، با دیدن چرخ دستیهای ماشین دار، خواستی که سوارشون بشی و بابا جون هم با زحمت زیاد یه دونه برات پیدا کرد. ولی بعد از سوار شدنش خیلی خوشحال و راضی بودی و سریع هم بوقش رو پیدا کردی و از اینکه صدای بوقش رو دربیاری خوشت میومد. ...
3 دی 1392

لغتنامه آیلین

تمام هستی من! جدیداً یاد گرفتی عدد " چهار" رو بگی و اغلب مواقعی که در عالم خودت داری حرف میزنی، شروع به شمردن میکنی و بعد از سه، قشنگ میگی "چهار ". بعضی مواقع هم ، وقتی چیزی بهمون میدی، میگی " بئیر" (بگیر) یا در تایید حرفهامون میگی "آئه" (آره). نفسم! حیوان شیر رو هم الان می شناسی و هر جا که می بینی میگی "شیر". ضمناً به خروس هم میگی "قو" (قوقولی). موضوع جالب اینجاست که دیروز وقتی کیف حیواناتی رو که خاله فاطمه بهت داده رو باز کردم، با دیدن شیر، خروس و گاو اسماشون رو درست گفتی. در حالیکه اونها خیلی شبیه شکل واقعیشون نیستن. راستی به گاو هم میگی "ما". ...
25 آذر 1392

سرگرمیهای آیلین

نفسم! یکی از سرگرمیهای مورد علاقه ات اینه که تمام قطعات اسباب بازی که عمو بابک اینا زحمت کشیدن بهت هدیه دادن رو، بیرون بریزی و بعدش دونه دونه برداری و با توجه به شکلهای مربوط به هر کدوم از قطعات، اونها رو از درش بندازی داخل سطلش. عزیزم! در درست کردن لگو حرفه ای شدی و جالبه که اغلب همه قطعات کوچیکش رو انتخاب میکنی و با روی هم چیدنشون، برج درست میکنی. البته قسمت هل دادن برج و از هم پاشیدن اون رو بیشتر از همه دوست داری. نازنینم! علاقه داری تمام عروسکهات رو بندازی توی تختت و بعدش توی اونها شیرجه بزنی. به عبارت دیگه یه استخر عروسک درست میکنی و از وول خوردن بین عروسکهات لذت میبری، به طوریکه از روی خوشحالی جیغ میزنی و میخندی. ...
25 آذر 1392

از شیر گرفتن آیلین

ای خورشید آسمانم! با توجه به اینکه دختر بزرگ و عاقلی شدی، دیگه تصمیم گرفتم از شیر بگیرمت. از اونجایی هم که توی شیشه، به خوبی شیر میخوری، خیلی راحت با این مسئله کنار اومدی. فقط بعضی وقتها که از شیر خودم میخواستی و مجبور بودم بهت " نه " بگم، خیلی دلم برات می سوخت ولی خوشبختانه تو هم سریع قبول میکردی و بهانه گیری نمیکردی. با این حال این مرحله رو بخوبی سپری کردیم و خدا رو شکر خاطره بدی توی ذهنمون ایجاد نشد. عزیزم! از اینکه اینقدر دختر فهمیده ای هستی خوشحالم و روی ماهت رو می بوسم.   ...
22 آذر 1392

روش جدید نقاشی کشیدن آیلین

دختر دلبندم! اخیراً به دلیل اینکه نقاشی کردن روی زمین برات سخت بود، از سه چرخه بعنوان میز برات استفاده کردیم و تو هم خیلی خوشت اومد. بطوریکه الان علاقه به نقاشی کردنت، چند برابر شده و صبح زود که بیدار میشی، زود میری سراغ بند و بساط نقاشیهات و شروع به نقاشی میکنی. حتی دیروز که میخواستیم بریم خونه خاله افسانه، حاضر نبودی یه لحظه هم ولشون کنی تا لباس تنت کنم و حتی نذاشتی بزارم توی کیفت تا اونجا ازشون استفاده کنی. به همین خاطر تمام مسیر رو دستت گرفتی و با خودت بردی. دختر نازم! در ضمن از نقاشی کردن با رنگ انگشتی هم خوشت میاد و جالبه که یکی از همین نقاشیهات شبیه قلب شد. فقط مسئله اینجاست که وقتی میبینی دستات رنگی شده، دوست داری سر...
22 آذر 1392

کارهای جدید آیلین

آیلین جونم! خدا رو شکر روز به روز داری بزرگ و بزرگتر میشی و با کارهای جدیدت ما رو خوشحال و شادمان میکنی. الان دیگه اونقدر پیشرفتت زیاد شده که از غافله عقب میمونم و نمیرسم همش رو بنویسم. ولی سعی میکنم تمام اونها رو بنویسم تا در آینده با خوندن این نوشته ها، تجسم کاملی از دوران کودکیت داشته باشی و مثل ما ازشون لذت ببری. - بطور کلی دختر حرف گوش کنی هستی و وقتیکه وظیفه ای مثل جمع کردن اسباب بازیهات یا آوردن بالش و ... رو بهت محول میکنیم، بخوبی انجامش میدی. - وقتی میخوای از بلندی مثل صندلی بیایی پایین میگی " سی " یعنی سه. این مسئله بخاطر اینه که ما همیشه بهت میگفتیم یک، دو، سه و بعد میاوردیمت پایین. - از قایم موشک بازی کردن خوشت میاد ...
15 آذر 1392

مهمان نوازی آرال از آیلین

دختر نازنینم! چند روز پیش بخاطر اینکه کار واجبی داشتم و نمی تونستم تو رو همراه خودم ببرم، گذاشتمت پیش خاله مریم و آرال جون. خوشبختانه با دیدن خاله مریم سریع رفتی بغلش و خیلی خوب شروع به بازی کردن با آرال کردی و حتی بعد از اینکه من رفتم، به بازی کردن ادامه داده بودی. جالبه که آرال خیلی خوب بلده با بچه ها بازی کنه و اونها رو سرگرم کنه و خیلی هم پسر مهربونیه. به طوریکه هر چیزی که برای خودش میاورد به تو هم میداد و از اینکه به اسباب بازیهاش دست میزدی ناراحت نمی شد. عزیزم! از خاله مریم و آرال جون به خاطر زحماتی که برامون کشیدن ممنونیم و امیدواریم بتونیم روزی جبران کنیم. ...
15 آذر 1392