جشن تولد آیلین
نازنین مادر! دیشب به مناسبت تولدت یه جشن کوچولو گرفتیم و مادر جون و خانواده دایی جعفر و خاله افسانه و خاله سمیرا ما رو در این جشن همراهی کردند. هر چند امسال به خاطر از دست دادن چند عزیز، نتونستیم جشن بزرگی برات بگیرم ولی همین جشن کوچیک هم خالی از لطف نشد و به خوبی برگزار شد. خدا رو شکر تو هم خیلی باهامون همکاری کردی و سر شب گرفتی خوابیدی و برای مراسم تولد سرحال شدی. فقط نمی دونم چرا هر چی گل سر برات میزدم سریع در میاوردی و نمیذاشتی روی سرت بمونه. دختر شیرین تر از عسلم! وقتی که به میز تکیه داده و ایستاده بودی، آهنگ تولد رو برات گذاشتیم و تو هم همون لحظه شروع به رقصیدن کردی و حرکات خیلی بامزه ای انجام میدادی. بیشتر کادوها ر...










