آیلین اسماعیل پورآیلین اسماعیل پور، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره
راشینراشین، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

آیلین و راشین، شمعهای روشنی بخش زندگیمون

آیلین شیطون بلا

دختر ناز گلم! این روزها خیلی شیطون شدی مثلاً وقتی بهت میگیم چیزی رو دهنت نبر به صورت آدم نگاه می کنی و آروم آروم به سمت دهنت می بری و با تاکید مجدد ما، پایین میاری و دوباره به سمت دهنت نزدیک میکنی و یه خنده شیطنت آمیز به ادم می کنی تا حواسمون رو پرت کنی و رضایت ما رو جلب کنی. دختر نازنینم! وقتی می شینی، مدام و بدون هیچ دلیلی پاهات و انگشتهای پات رو خیلی بامزه تکون میدی و وقتی از چیزی ذوق می کنی این حرکات بیشتر میشه. همچنین خیلی خوشت میاد از پنجره بیرون رو نگاه کنی و کلی ذوق می کنی. در ضمن علاقه زیادی به بازی کردن با جعبه وسایل داری و به راحتی باهاشون، مشغول بازی میشی. دختر عزیزم! شیطنت هایت رو هم دوست داریم. ...
5 دی 1391

اولین برف بازی آیلین

نازنینم! روز یکشنبه برف زیادی بارید و روی زمین نشست. برای همین وقتی بابا اومد لباسهای گرمت رو پوشوندم تا بری و اولین برف عمرت رو ببینی. ولی متاسفانه رفتیم که بنزین بزنیم و برگردیم که توی ماشین خوابیدی و موفق نشدیم شیرینی یه برف بازی خوب رو بهت بچشونیم. البته روز بعدش که از سر کار برگشتیم بردمت توی حیاط خونه تا برفها رو ببینی. توی حیاط آدم برفی هم درست کرده بودند ولی یه کم آب شده بود. خیلی سعی کردم بزارمت کنارش و ازت عکس بگیرم اما تا می گذاشتمت گریه می کردی. در نهایت تونستم چند تا عکس ازت بگیرم تا برات یادگاری بمونه. ضمناً لباسهای بافتنی که توی عکس تنت هست، مادر جون با تمام عشقش برات بافته (هزاران بوسه بر آن دستها می زنیم). عزیزم! ...
2 دی 1391

سومین دندون آیلین

دخترکم! دندون جدیدت مبارک! به سلامتی سومین دندونت هم جوونه زد. چند روز پیش دیدم لثه هات رو بهم می مالی و صدای قرچ قرچ بهم کشیده شدن دندون روی همدیگه شنیده میشه. برای همین سریع دهنت رو نگاه کردم و با کمال تعجب دیدم یه دندون ریز و کوچولو توی لثه بالایی سمت چپ بیرون زده. عزیزم! هزار تا می بوسمت و هزاران بار می گویم دوستت دارم دختر نازم. ...
1 دی 1391

بهترین لحظه های زندگی

سوگل من! لحظه ای که اولین نگاهم با نگاهت گره خورد، گفتم این بهترین لحظه زندگیست که باید به خاطر بسپارم. لحظه ای که انگشتم رو با آن دستان کوچکت، سفت گرفتی، گفتم این بهترین لحظه زندگیست که باید به خاطر بسپارم. لحظه ای که شیره وجودم را با آغوشی گرم پذیرفتی و مکیدی، گفتم این بهترین لحظه زندگیست که باید به خاطر بسپارم. لحظه ای که از خواب پریدی و با دیدنم در کنارت، آرام گرفتی و با آرامش بیشتری خوابیدی، گفتم این بهترین لحظه زندگیست که باید به خاطر بسپارم. لحظه ای که سرت را بر روی سینه ام گذاشتی و با آرامش به خواب شیرین رفتی، گفتم این بهترین لحظه زندگیست که باید به خاطر بسپارم. لحظه ای که دستانت را به دور گردنم حلقه کردی ...
16 آذر 1391

تولد 9 ماهگی

دختر شیرینم! تولد 9 ماهگیت مبارک! دلبندم! ٩ ماه از زمانی که فرشته کوچولویی مثل تو، همراه روزهای سرد و گرم زندگیمان شد می گذرد. وای که چه لحظات شیرین و تکرار نشدنی را با هم سپری کردیم. چه پستی و بلندیهای زیادی در این مسیر ٩ ماهه طی کردیم ولی آنچه که مهم بود این بود که همراهان همیشگیت، مامان و بابا، لحظه به لحظه در کنارت بودند و هیچ وقت تو رو تنها نگذاشتند و هرگز هم تنها نخواهند گذاشت. عزیزم! نیازمند دستان گرم و نگاه مهربونت هستیم.     ...
14 آذر 1391