آیلین اسماعیل پورآیلین اسماعیل پور، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره
راشینراشین، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

آیلین و راشین، شمعهای روشنی بخش زندگیمون

آيلين در تعطيلات عيد فطر

نازگلم! عيد فطر مبارك! عزيزم! امسال تعطيلات عيد فطر جاي خاصي نرفتيم ولي در عوض، بعد از مدتها، روز جمعه براي پيك نيك رفتيم بيرون و ايندفعه بابا جون ما رو يه جاي خيلي قشنگي برد كه تا الان نرفته بوديم. كنار اونجا هم باغ گل داشت و هم يه جوي آب خوبي داشت كه جون ميداد براي انداختن پاها توي آب. خلاصه كه خيلي بهمون خوش گذشت و تو هم هر كاري كه دلت خواست انجام دادي. البته فكر ميكنم عكسهات، خودشون گوياي اين مطلب باشه.   آيلين در باغ گل: قربون دخترم برم كه دوست نداشت اون تفنگها رو زمين بزاره و به همين دليل توي اكثر عكسها همراهشه.     آيلين در حال خاك بازي ب...
13 مرداد 1393

هنر مجسمه سازي آيلين

آيلين جونم! چند روز پيش يه مقدار گل مجسمه سازي از عمو مسعود گرفتيم و آورديم خونه. بعدش هم بساط گل بازي رو به پا كرديم و به كمك هم چند تا آدمك و خرچنگ درست كرديم. تو هم كلي خلاقيت از خودت نشون دادي و با مدادت چشم و دهن براي آدمكها گذاشتي. تجربه خوبي بود و كلي كيف كرديم.     ...
8 مرداد 1393

ناگفته هايي از شيطنتهاي آيلين

دختر گلم! جونم برات بگه از شيطنتهاي اخيرت: _ اين روزها علاقه زيادي به كتاب خوندن پيدا كردي و تا ميگم بريم بخوابيم، سريع همه كتابهات رو زير بغلت ميگيري و با خودت مياري تا برات بخونم. بعضي از كتابها رو هم اونقدر برات خونديم كه حفظ شدي و بعضي از قسمتهاش رو خودت قبل از ما ميگي. حتي يه بار خواستم دو تا صفحه رو با هم ورق بزنم تا زودتر تموم بشه ولي تو شيطون بلا متوجه شدي و سريع برگردوندي به صفحه قبلي. عزيزم! منم سعي ميكنم برات كتابهاي جديد و خوبي بخرم تا اين علاقه ات به كتاب خوندن بيشتر بشه. _ چند باري كه ازمون خواستي برات كارتون بزاريم، بهت گفتيم پيشي لا لا كرده يا رفته غذا هام كنه و الان خودت ياد گرفتي و مي پرسي " پيش پيشي لالا؟ ....
4 مرداد 1393

لغتنامه آيلين

دختر شيرين زبونم! دلم برات بگه كه يكسري از حرفهايي كه ميزني مختص خودته و همه كس نمي فهمه چي ميگي. ولي ما بر حسب كاربردت ميفهميم كه منظورت از اون چيه. كلمات جديدي كه اين روزها بكار ميبري عبارتند از: زد، سرد، داغ، عمو، باد، مال منه، ماست، لب، موش، بپر ( ببر )، مومون ( ميمون )، دفترچي ( باب اسفنجي ) ، بارت ( پارك ). بابا نومه = بابا رفته نون بخره شي رفت = كجا رفت بفتد = بسته شد مامان نه = مامان فردانه ميگم: بستني؟              ميگي: سرده ميگم: چايي؟                 ميگي: داغه همه بچه ها رو &q...
4 مرداد 1393

تولد 26 ماهگي

دلبندم! تولد 26 ماهگيت مبارك! دخترك قشنگم! الان كه 26 ماهه شدي، شيرين زبونيات بيشتر شده و خيلي ناز و قشنگ حرف ميزني و سوال ميپرسي. نسبت به قبل بيشتر كلمات رو تكرار ميكني و كلمات جديد بيشتري مثل " سياه، زرد، بيست، بيني، بد، مو، با (پا)، "رو ياد گرفتي. اين روزا كلمه بد رو ياد گرفتي و به هر كسي كه كار دلخواه تو رو انجام نده، لقب ميدي و با اخم بهش ميگي " ني ني بد، پيشي بد، ... ". عزيزكم! نميدونم چرا جديداً نسبت به بچه ها بدبين شدي و وقتي كه ميبيني تعداد زيادي از بچه ها روي سرسره هستن، از سرسره بازي منصرف ميشي و برميگردي پايين. در حاليكه در حالت خلوت خيلي خوب سر ميخوري و بازي ميكني. فكر ميكنم از اينكه چند بار...
15 تير 1393

دندونهاي هفدهم و هجدهم آيلين

نازگلم! الان ديگه دندونهاي هفدهم و هجدهمت از فك پايين، بطور كامل در اومده و خدا رو شكر اين مدت خيلي اذيت نشدي، چون تقريباً يه ماه طول كشيد تا كاملاً از لثه بيرون بيان. البته فكر كنم علت بهانه گيريهاي اخيرت همينا بودن و باعث ميشدن گاهي وقتها بي حوصله و حساس بشي. عزيزم! دراومدن دندونهاي جديدت رو بهت تبريك ميگم و اميدوارم طعم شيرين زندگي رو برات به ارمغان بيارن.   ...
11 تير 1393