آیلین اسماعیل پورآیلین اسماعیل پور، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
راشینراشین، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

آیلین و راشین، شمعهای روشنی بخش زندگیمون

حکایت روزهای مدرسه آیلین

دخترای گلم! جونم براتون بگه که بعد از تعطیلات نوروز آیلین باید به مدرسه میرفت و هوا هم سرد شده بود. به همین خاطر بابا ایمان صبح آیلین رو میبرد مدرسه و ظهر من و راشین با ماشین میرفتیم دنبالش. جلوی در مدرسه که حکایتها داشتیم از ذوق کردن مامانها و بچه های دیگه از دیدن راشین کوچولو. راشین هم معمولا خواب بود و چند باری هم که بیدار بود خوش اخلاق بود و بیرون رو نگاه میکرد. از وقتی هم که هوا بهتر شد آیلین بعد از مدرسه میرفت پارک و ما هم همراهیش میکردیم. ضمنا راشین جون در کلاسهای آیلین هم ما رو همراهی میکرد. در حال حاضر آیلین کلاس چرتکه و کونگ فو میره. ...
6 خرداد 1397

مطالب مختص راشین جون

راشین جونم! شما در 19 اسفند سال 96 ساعت 8:25 صبح در بیمارستان پیامبران بدنیا اومدی و قلب ما رو با گرمی وجودت, دلگرمتر کردی. به مناسبت بدنیا اومدنت مامان مهین و آقاجون از مشهد و مادر جون و خاله فرزانه از خوی اومدن تهران تا در شیرینی بدنیا اومدنت با ما سهیم باشن. وزن تولدت 3.2 کیلو و قدت 50 سانت بود و خدا رو شکر خوب شیر میخوردی. کلا بچه آرومی بودی و فقط موقعی که گرسنت میشد با صدای بلند گریه میکردی. اینم اولین عکسی که روز اول ازت گرفتیم: همانطور که توی عکس هم مشخصه, موهای خیلی پرپشتی داشتی و باعث شده بود قیافه بامزه ای داشته باشی. از همه جالبتر اینه که یکسری از موهات همش بالا میرن و در هیچ شرایطی پایین نمیان. ...
25 ارديبهشت 1397

خواهرانه

دخترای گلم! ما تا 18 فروردین خوی موندیم و این مدت مادر جون و خاله ها خیلی برامون زحمت کشیدن. جا داره از همین جا دستشون رو ببوسیم و از زحمات بی دریغشون تشکر کنیم....
15 ارديبهشت 1397

خاطرات دو خواهر گل

دخترای گلم! دیگه از این به بعد خاطرات هر دوتاتون رو اینجا مینویسم و امیدوارم در آینده از خوندن این مطالب لذت ببرید. پیست اسب سواری در خوی اولین عروسی رفتن راشین در 21 روزگی سیزده بدر سال 97 ...
3 ارديبهشت 1397

نوروز سال 97

دختر گلم! 9 روز بعد از بدنیا اومدن خواهرت, با مادر جون و خاله فرزانه اومدیم خوی و سال 97 رو کنار خانواده مهربونم تحویل کردیم. امیدوارم سال خوبی رو کنار راشین عزیز تجربه کنی. ...
2 فروردين 1397

بدنیا اومدن خواهر آیلین

آیلین جونم! بالاخره انتظارها به سر رسید و خواهر نازت, راشین 19 اسفند بدنیا اومد. وقتی توی بیمارستان برای اولین بار دیدیش, خیلی خوشحال بودی و دوست داشتی شب توی بیمارستان بمونی. موقع رفتن هم کلی به مادر جون سفارش کردی که مراقب خواهرت باشه. از طرف راشین هم یه دست لباس بهت کادو دادم و همونجا هم تنت کردی. روز بعدش هم برای مدرسه پوشیدی که به همه نشونش بدی. ...
2 فروردين 1397