آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

خاطرات مامان فردانه و بابا ایمان با آیلین جون

این روزهای آیلین و راشین

1397/5/29 17:55
نویسنده : مامان آیلین
47 بازدید
اشتراک گذاری
راشین جونم روز به روز داره بزرگتر میشه و هر روز کارهای جدیدی انجام میده. یکی از کارهای بامزش اینه که وقتی میاد سر میز غذا به همه چی حمله میکنه و میخواد همه رو ببره دهنش. این وسط اگه نون به دستش برسه, با چنان ولعی میخوره که بیا و ببین.



یکی از کارهای بامزه دیگه راشین اینه که وقتی توی کریر میشینه, مدام به سمت جلو و بغل خم میشه و اطراف رو نگاه میکنه. با این روند فکر کنم یکم دیگه بزرگ بشه توی کریر نمونه و باید صندلی ماشین رو نصب کنم.

از سرگرمیهای این روزای آیلین هم شرکت در برنامه های قصه گویی و کاردستی کتابخونه محله هستش. آیلین عزیزم کاردستی های خلاقانه و خوبی درست میکنه.


امسال آیلین به آشپزی و شیرینی پزی هم علاقمند شده بود و دوست داشت هر ماده غذایی رو به دلخواه روی هم بریزه و یه چیزی درست کنه. این وسط منم سعی میکردم فقط چیزایی رو که خیلی مزه های متناقضی داشتن رو نزارم بریزه. مثلا یکبار با برنج, عدس, رشته, سیب زمینی, کالینابلانکا, نمک و ادویه غذا درست کرد و انصافا هم خوشمزه شده بود.
یکبار هم میخواست با برنج کیک درست کنه که من با آرد برنج جایگزینش کردم و توی کیک موز و توت قرمز ریخت و در عین ناباوری خیلی خوب دراومد.
پسندها (2)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف