آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

خاطرات مامان فردانه و بابا ایمان با آیلین جون

عروسی

1397/5/9 13:06
نویسنده : مامان آیلین
179 بازدید
اشتراک گذاری
21 تیر ماه عروسی پسر دایی بابا ایمان بود و مامان مهین و آقا جون از مشهد اومدن تهران. این دومین عروسی بود که راشین شرکت میکرد ولی ایندفعه کارم خیلی سخت بود و باید مدام بهش شیر میدادم. خوشبختانه باهامون همکاری کرد و نزدیک شام یه چند ساعتی خوابید.

آیلین هم با دنیا جون قرار بود جلوی پای عروس, گل بریزن. به همین خاطر از چند روز قبل باهاشون تمرین کردیم و خدا رو شکر بخوبی انجامش دادن.






پسندها (5)
نظرات (2) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
💟مامان و بابای حسین💟💟مامان و بابای حسین💟
4 مرداد 97 15:43
مبارکهجشنجشن​​​
مامان صدرامامان صدرا
9 مرداد 97 15:40
به به چقد شیک و محلسی😚😚
1