آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

خاطرات مامان فردانه و بابا ایمان با آیلین جون

حكايت اين روزهاي آيلين

دختر گلم! اخيراً در مورد خدا خيلي سوال ميپرسي. بعنوان مثال ميپرسي: " خدا خانمه يا آقا؟ خدا از اون بالا مياد پايين يا هميشه اون بالاهاست؟ خدا عصباني هم ميشه؟ اگه من كار بدي بكنم ديگه خدا منو دوست نداره؟" من هم سعي ميكنم كه بهترين جواب رو بهت بدم تا بعداً به تناقض نخوري. عزيزكم! علاقه زيادي به كارهاي خونه مثل آشپزي، گردگيري و ... داري و سعي مي كني بهم كمك كني. بخصوص ظرف شستن رو خيلي دوست داري و با اينكه ماشين ظرفشويي داريم ولي به محض ديدن ظرف كثيف صندليت رو مياري و شروع به شستن ظرفها ميكني. جالبه كه خيلي تميز هم ميشوري و ديگه لازم نيست من دوباره بشورم. دختر گلم! يكي از تفريحاتت اينه كه از مابين سي دي هات يكي رو انتخاب كني...
22 آذر 1395

آيلين و عشق برف بازي

دختر نازم! در زمينه علاقه به برف بازي، زدي رو دست من و مدام دعا مي كني كه برف بباره و وقتي هم كه ميباره نميشه تو رو توي خونه نگه داشت. علاوه بر برف بازي، بايد حتما آدم برفي هم درست كنيم. بعضي وقتها برف اونقدر كمه كه نميشه آدم برفي درست كرد. اون موقع است كه دست به دامان برفهاي روي ماشينها ميشيم و آدم برفيمون رو درست مي كنيم. جديداً هم اول سنگ پيدا ميكني و ميزاري روي هم و بعدش برف ميريزي و آدم برفي درست ميكني. اينطوري راحتتر و زودتر ميشه درستش كرد.   ...
21 آذر 1395

شيرين زبونيهاي آيلين

دختر گلم! میگی: برام لاک بزن.                           میگم: عزیزم لاک خوب نیست. دکترا میگن لاک برای بدنمون ضرر داره.   میگی: من که نمیخوام بزنم به بدنم. فقط ميخوام به ناخنام بزنم.  میگم: عزیزم لطفا صبح زود بیدار شو تا بتونم لباساتو عوض کنم.        میگی: مامان جون! لطفا یدونه خاله برای من بیار تا پیشم باشه و من صبح زود بیدار نشم. یکی از مواقعی که اومده بودی محل کار من، یکی از همکارام توی آزمایشگاه رنگرزی انجام میداد و تو هم علاقه زیادی به ا...
2 آذر 1395
1