آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

خاطرات مامان فردانه و بابا ایمان با آیلین جون

تولد 33 ماهگی

دختر نازتر از گلبرگم ! تولد 33 ماهگیت مبارک! نفسم ! هفته اخیر مادرجون اومده بود پیشمون و به همین خاطر مهد نمی رفتی و با مادر جون خونه بودی. این مدت کلی با هم کیف کردین مثلاً روز اول اومدم دیدم خونه نیستین و رفتین بیرون و کلی با هم بازی کردین طوریکه وقتی توی حیاط دیدمتون، لپهات گل انداخته بود.   صبح که از خواب بیدار میشدی و می دیدی ما نیستیم، می رفتی زیر پتوی مادر جون و دوباره اونجا می خوابیدی و تا 10- 11 صبح  در خواب ناز بودی. وقتی بهت میگفتم حاضر شو بریم بیرون، سریع می رفتی دست مادرجون رو میگرفتی و خیلی بامزه می گفتی " ماجون! باشو، باشو " و تا آماده نمی شد خیالت راحت نبود. تا مادر جون وضو می گرفت، م...
15 آذر 1393

عکس آیلین در تبلیغات آتلیه

دختر شیرینم! چند روز پیش توی اینترنت دنبال چیزی می گشتم که یکدفعه دیدم عکس تو هم توی تبلیغات آتلیه ای که ایندفعه بردمت، اومده. تنها وقتی که خودت هم مامان بشی، می تونی دقیقاً حس منو درک کنی و بفهمی که اون لحظه چقدر خوشحال شدم و ذوق کردم. عزیزم! امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی و هیچ غصه ای نداشته باشی.   ...
14 آذر 1393

عکسهای آتلیه آیلین

دختر عزیزم! از موقعی که به دنیا اومدی سعی کردم هر 6 ماه یکبار ببرمت آتلیه تا بعداً با دیدن این عکسها شاهد بزرگ شدن و تغییر کردنت باشی. اینجا هم عکسهای 2 و 2.5 سالگیت رو برات میزارم. هر چند که توی 2 سالگی زیاد باهامون همکاری نکردی و از همه مهمتر عکاسش هم خیلی بی حوصله و غیر حرفه ای بود و در مجموع باعث شد عکسهای خوبی از آب در نیایند. در عوض عکسهای 2.5 سالگیت خیلی خوب شد، به طوریکه با دیدنشون تمام خستگی زحماتم از تنم در میره. البته بايد بگم كه چون فايل عكسها رو نداشتم، اسكن عكسها رو اينجا ميزارم كه هر چي باشه به كيفيت اصلي نيست. آیلین در 2 سالگی     آیلین در 2.5 سالگی     ...
2 آذر 1393
1