آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

تولد 26 ماهگي

دلبندم! تولد 26 ماهگيت مبارك! دخترك قشنگم! الان كه 26 ماهه شدي، شيرين زبونيات بيشتر شده و خيلي ناز و قشنگ حرف ميزني و سوال ميپرسي. نسبت به قبل بيشتر كلمات رو تكرار ميكني و كلمات جديد بيشتري مثل " سياه، زرد، بيست، بيني، بد، مو، با (پا)، "رو ياد گرفتي. اين روزا كلمه بد رو ياد گرفتي و به هر كسي كه كار دلخواه تو رو انجام نده، لقب ميدي و با اخم بهش ميگي " ني ني بد، پيشي بد، ... ". عزيزكم! نميدونم چرا جديداً نسبت به بچه ها بدبين شدي و وقتي كه ميبيني تعداد زيادي از بچه ها روي سرسره هستن، از سرسره بازي منصرف ميشي و برميگردي پايين. در حاليكه در حالت خلوت خيلي خوب سر ميخوري و بازي ميكني. فكر ميكنم از اينكه چند بار...
15 تير 1393

دندونهاي هفدهم و هجدهم آيلين

نازگلم! الان ديگه دندونهاي هفدهم و هجدهمت از فك پايين، بطور كامل در اومده و خدا رو شكر اين مدت خيلي اذيت نشدي، چون تقريباً يه ماه طول كشيد تا كاملاً از لثه بيرون بيان. البته فكر كنم علت بهانه گيريهاي اخيرت همينا بودن و باعث ميشدن گاهي وقتها بي حوصله و حساس بشي. عزيزم! دراومدن دندونهاي جديدت رو بهت تبريك ميگم و اميدوارم طعم شيرين زندگي رو برات به ارمغان بيارن.   ...
11 تير 1393

اندر حكايت اين روزهاي آيلين

دختر نازم! ديگه روزهاي گرم تابستوني شروع شد و بساط بازي كردن در حياط و پارك فراهم شد. اين روزها بعد از ظهر كه از مهد كودك برميگردي، بعد از كمي استراحت، ميري توي حياط مجتمع و با بچه ها مشغول بازي ميشي. چند تا دوست خوب هم پيدا كردي كه بعضي وقتها ميان دنبالت تا با خودشون ببرن توي حياط. تو هم از بازي كردن باهاشون خوشت مياد و با اينكه ازت بزرگتر هستن، ولي راه بازي كردن با اونا رو پيدا ميكني. البته يه روزايي هم به حياط رفتن رضايت نميدي و قشنگ دستمون رو ميگيري و ميبري سمت پارك و اونجا كلي سرسره سواري ميكني. امسال به بستني خوردن هم خيلي علاقه مند شدي و معمولاً مابين بازي كردنت، ما رو ميبري سمت سوپر تا يه خوردني برات بگيريم. عزيزم! نوش جونت. ...
7 تير 1393
1