آیلین، شمع روشنی بخش زندگیمون

خاطرات مامان فردانه و بابا ایمان با آیلین جون

تولد 35 ماهگی

تمام هستی من! تولد 35 ماهگیت مبارک! دختر عزیزم! به مناسبت ماهگرد تولدت رفتیم بیرون شام خوردیم. چون این روزا به پیتزا خیلی علاقه پیدا کردی، در حالی که قبلا اصلا هیچ تمایلی بهش نداشتی. ولی ایندفعه کلی ذوق کردی و مدام میگفتی " دیدی پیتزا خوردیم" و به هرکس هم میرسیدی تکرارش میکردی. عزیزم دیدن همین شور و شوقت برای من و بابا خیلی لذت بخشه.     نازگلم! یکی از دوستای خوبت، فاطمه جون هستش که با هم توی یک مهد هستین ولی از تو بزرگتره. باید بگم که خیلی دختر مهربونیه و تو هم خیلی باهاش جوری. اغلب بعد از مهد میریم پارک نزدیک اونجا و با هم مشغول بازی میشین.     دختر نازم! یکی از ...
14 بهمن 1393
1